ما موجودی نیازمند یم و نیازمان  نقش مهمی در زندگی  وحایتمان ایفا می کند. هر چند نوع نیازها و شدت و ضعف آنها در تک تک فراد مختلف،و متفاوت است. اما به طور قطع، بعضی از نیازهای ما  مانند حفظ محیط زیست و نیالودن آن،از بین نبردن منابع آبی،قطه نکردن درختان و از بین نبردن فضای جنگلها،و... در همه افراد مشترک بوده و برای حفظ حیات انسان ضروری است.نیازهای ما به میزان عزت نفس ما(میزان درجه تائید ما از آنها)بستگی دارد.اگراین معیاربا روش منطقی و درست صورت نگیرد خسران می آورد.ما به این سرزمین و خاک و مردمش،عشق ،محبت،ایمان و مهرورزی می ورزیم.میزان درجه اعتمادمان هم شهادت و حجانبازی برای این سرزمین است.این یعنی اوج میزان عزت نفس یک ملت.پس اگر میزان عزت نفس مردم یک جامعه بالا باشد هیچ یک از ارکان و پایه های اجتماعی آن جامعه آسیب پذیر نخواهد بود.میراث فرهنگی به عنوان یک رکن اساسی در هرجامعه نیز از این قائده مستثنی نیست.میزان درجه تائید مردم هرچه بیشتر باشد میراث دوران پرآرامش تری خواهد داشت.استوار و با صلابت،اثرگذار و جهانی باقی خواهد ماند.اصلاشاخص ترین علت توجه به آثارتاریخی و میراث فرهنگی ،همان تعلق خاطر داشتن به گذشته ی روشن و پرفروغ است.میراث فرهنگی کشورها، قبل از آنکه زبان از تاریخ گذشته ی آنهابگشاید به دنبال رد پا و اثر و نشان و نشانه ،گام و جام است که باقی گمانده است.

IMG_1209

امروزه هراثر،شئی و خرده ریز و کهنه مانده ای ،رد پا و نشانی از این حرکت ها و فعالیت های  تاریخی هستند که برای تحلیل درست رویداد های ادوار گذشته به آنها نیازمند است. حال تصور شود سرزمینی بوسعت  ایران با میلیون ها جاذبه و اشیای نفیس از ادوار مختلف ماقبل تاریخ-دوران تاریخی و بعد از آن که به عنوان دوران اسلامی یاد می شود با همه زیبایی ها، ظرافت ها و نظم ویژه و خاص خود، در شکل‌گیری شماری از باشکوه‌ترین آثار باستانی ایران زمین، نقش چشمگیر و قابل توجه داشته است نیازمند نگاه مردم و توجه آنها با میزان درجه اعتماد و عزت نفس بالاتری است.همین احساس نیاز به میراث و فرهنگ و تاریخ ،علاقه و شور پر باور به آنها در جلب و جذب  بازدیدکنندگان دیگر(داخلی –خارجی)هم اثر پذیر است.احساس نیاز، نیاز به باور کردن هم دارد باورکردن به اینکه ذوق سرشار معماروهنرمندايراني از دير باز در خلق باشکوه ترین  بناها با به كار بردن رنگهاي آبي كه انعكاس آسمان شفاف و درخشان اين سرزمين است موجب گردیده تا در رده نخست قلمرو تاریخ ودر راس هرم تمدنها قرار گیرد.پس ما نه تنها مانند تبار آدمی موجودی هستیم که به گذشته خود علاقه وافری دارد بلکه این میزان علاقه و شدت  توجه باید با همه ملیتها و ملتها تفاوت داشته باشد.چرا که میراث فرهنگ تاریخ و هنر این سرزمین و این حب و اشتیاق توجه به آثار گذشتگان ریشه هزاران ساله دارد.اینکه چگونه از این حب تناورهزاران ساله تا کنون استفاده نکرده ایم.مروزه برای مردم هرچه از اهمیت تاریخ،ارزش بناها و هویت و ماهیت مواریث کهن گفته می شود جدی گرفته نمی شود.ما در تفهیم این موضوع با چالش مواجهیم.بناهای تاریخی کهن را مخروبه می پندارند.اشیای نفیس باستانی را عتیقه و به درد نخور می دانند که دربازار سود و سودای شان خرید و فروش می شود.از مردمی که تا کنون نتوانسته اند رابطه معقول و مطلوبی با میراث خود برقرار کنند چه انتظاری می توان داشت؟آنها برای محافظت از آثار تاریخی تربیت نشده اند.نسلی که در کوچه باغ های تاریخ خود به کنج تاریکی پناه آورده است و میل و رغبتی به میراث ،فرهنگ ،تاریخ و هنر سرزمین خود ندارد نمی تواند سرباز میراث فرهنگی کشور خود باشد.چه باید کرد؟باید از کودکی سربازمیراث فرهنگی تربیت کرد.آنها را از اوان کودکی با تاریخ سرزمینشان آشنا کرد.به درون موزه ها کشاند.به بازدید از مکان های تاریخی برد.با شخصیت های گذشته(دینی-تاریخی-فرهنگی هنری- آشنا کرد تا گذشته پرافتخار این سرزمین در ذهن هایشان نقش ببندد.

(رهبرگنجه تورج)

 

منبع : گنجه و گنجینهچرا ما به میراث فرهنگی نیاز داریم؟
برچسب ها : میراث ,میزان ,تاریخ ,فرهنگی ,گذشته ,تاریخی ,میراث فرهنگی ,میزان درجه ,اشیای نفیس ,مردم هرچه ,درجه تائید