اگر گفته شود دانش باستان شناسی از کاربردی ترین رشته های دنیا برای نظام برنامه ریزی است.سخن بیهوده گفته نشده است.رشته و دانشی که برای حیاتش نیازمند و وابسته به علوم دیگراست.بدنه علم باستان‌شناسی  متشکل از رشته‌ها و دانش‌ها و مشرب‌ها و روش‌ها و راه‌کارهای ریز و درشت بسیار است، ودر آن می توان مواد، مصالح و عناصر موضوعی و روش شناختی همگون و ناهمگون فراوان یافت . ظهور باستان‌شناسی و با هزاران شاخ و برگ وتناور، بار و برگ ، عمق پیچیده آن را نشان می دهد.این دانش هزار رشته ای در عین حال جذاب،دلکش،فرحبخش و جاذبه داراست. باستان شناسی نیازمند بهره گیری از دانش رشته های دیگر است تا بتواند در بخش اجرا موفق عمل دانشی چون علوم قرآنی،انسان شناسی ،زیست شناسی،استخوان شناسی ،شیمی فیزیک،ریاضی و آمار،کامپیوتر وتاریخ ،علوم گیاهی ،جغرافیا،هنرومعماری  و....به تحلیل درست وقایع تاریخ دورانها بپردازد.هرچند  باستان شناسی از علوم مستقل و دارای روشها و پایه های نظری خاصّ است اما این علم را از شعب دانش انسان شناسی فرهنگی ، که به مطالعة فرهنگهای ادوار مختلف تاریخ بشری می پردازد، دانسته اند. زیرا یکی از مهمترین زمینه های پژوهشی باستان شناسان ، رسی ساختار فرهنگی جوامع انسانی و تکوین و تحول آن در زمانها و مکانهای مختلف است.درایران این رشته زیر مجموعه رشته علوم انسانی به حساب می شودکه   از چند سال پیش دانشکده های هنر نیزاقدام به راه اندازی رشته باستان شناسی در مقطع کاردانی کرده اند.لذا می بینیم بهره گیری از علوم مختلف دیگر، از جمله زمین شناسی ، فسیل شناسی ، رسوب شناسی ، چینه شناسی ، بوم شناسی ، گیاه شناسی و جغرافیای انسانی و غیر آن ، دامنة تحقیقات آن را گسترده تر کرده است و گستردگی این دانش ، خود موجب ایجاد شاخه های مختلفِ وابسته ، نظیر باستان شناسی تجربی ، باستان شناسی نوین ، باستان شناسی روشمند ، باستان شناسی نظری ، باستان شناسی اجتماعی ، باستان شناسی رفتاری ، باستان شناسی زیردریا، باستان شناسی فرآیندی ، باستان سنجی ، ارکئومنیتیسم و... جز آن شده است.باستان شناسی آبروی تاریخ ایران است.

برای باستانشناسی تعاریف گوناگونی پیشنهاد وارائه شده است که اطلاع ازبرخی ازانهامارادر درک بهترمفهوم ومعنی ان کمک می کنند.ساده ترین تعریف باستانشناسی ترجمه لغوی ان است.باستانشناسی نیز از یک کلمه باستان(Archaeo)وپسوند شناسی (logy)ترکیب شده است.به این ترتیب می توان ان راشناسایی باستان یا باستانشناسی معنی کرد.در فرهنگ لغات باستانشناسی پنگوئن درتعریف باستانشناسی چنین نوشته شده است.باستان شناسان برای درک دگرگونی ها و گوناگونی فرهنگ های باستانی به بررسی ویرانه های تاریخی ره می سپارند و درمطالعه این گونه موارد بنیادی به طور معمول ناگزیرند با توالیهای ناقص پوشش های جغرافیایی ناپیوسته و داده های ناهماهنگ به کار بپردازند. نمی خواهم بگویم که در حوزه باستان شناسی مطالعات کامل به مفهوم اخص صورت گرفته است و یا بی نیاز از رشته های دیگر بوده است اما نمی توان تلاش یک باستان شناس را که تلاش علمی او با بدست آوردن ‌ شواهد لازم‌ برای‌ تحقیقات‌ از طریق‌ بررسی‌ ، پژوهش‌ و كاوش‌ در نقاط‌ مختلف‌ جهان‌ كه‌ روزی‌ محل‌ تردد، سكونت‌ یا هر نوع‌ فعالیت‌ انسانی‌  است‌، وبه آنچه دسترسی می یابد سعی‌ دارد تا گذشته‌ را براساس‌ یافته‌های‌ خود بازسازی‌ کند.باستان‌شناسی‌ از یك‌ سو مسیر تاریخ‌ راتعیین‌ می‌كند و از سوی‌ دیگر مادر تاریخ‌ است‌ در واقع‌ روشن‌كردن‌ گذشته‌ هر جامعه‌ از نظر‌ اقتصادی‌، فرهنگی‌، اجتماعی‌، سیاسی‌ یا مذهبی‌ بدون‌ مراجعه‌ به‌ نظر باستان‌شناسان‌ دشوار یا حتی‌ غیرممكن‌ است‌ اگرهمین کاوش ها و نتیجه همین تحقیقات و پژوهش ها نبود امروز شناخت ما از از گذشته تاریخ سرزمینمان خیلی اندک می بود..انسان هزاره سوم  از زمانی که با کوشش باستان شناسان به کوچه باغ های تاریخ راه یافت هویت خود را پیدا کرد.

منبع : گنجه و گنجینهباستان شناسی و هویت انسان
برچسب ها : شناسی ,باستان ,رشته ,باستانشناسی ,تاریخ ,دانش ,باستان شناسی ,باستان شناسان ,بهره گیری